تاریخ بابیت و بهائیت
ردیف | تاریخ | اطلاعات |
1 | جمادی الاول 1260ه.ق | ادعای بابیت توسط میرزا علی محمد شیرازی«باب» در شیراز او خود را «رکن رابع» خواند، و در نشست و برخواست های خود می گفت که« من مبشر ظهور امام زمان و باب او هستم و هرکس که به ظهور حضرت مهدی (عج) اعتقاد و ایمان دارد، باید ابتدا با من که باب و در او هستم بیعت کند». بهائیان شب جمعه پنجم جمادی الاولی 1260ه.ق برابر با 23 ماه مه 1844م را شب مبعث «نقطه اولی» میدانند و آن را مبدا تاریخ خود قرار داده اند. میرزا حسینعلی نوری«بهاء الله» این روز را یکی از اعیاد مهم بهائیان اعلام کرده و هر گونه اشتغال در این روز حرام نموده است (دکتر ج.ا، سلمنت، زیر نظر عباس و شوقی افندی، بهاء الله عصر جدید، ص 58 به نقل از بهائیت در ایران، ص 128.) کارگزارن روسیه با ترفند های مختلف 18 نفر را که بعد ها بر اساس حروف ابجد در فرقه بابیت و بهائیت به حروف «حی» معروف شدند را به سمت خراسان بزرگ فرستادند تا آن روایت را تصویر سازی کنند که هنگام ظهور گروهی از مردم خراسان به رهبری یک روحانی با پرچم های سیاه به یاری آن حضرت خواهند آمد. |
2 | 1261ه.ق | ذکر عبارت « اشهد ان علیا قبل نبیل باب بقیه الله» در اذان نماز جمعه در شیراز به دستور باب، و واکنش تند مردم نسبت به آن، و اقدام حاکم فارس به توقیف و تنبیه باب. |
3 | رمضان 1262ه.ق | فرار باب به اصفهان و پذیرایی حاکم ارمنی شهر (معتمد الدوله) از او. معتمد الدوله دوشیزه زیبایی را به عقد و ازدواج وی در آورد. این زن بعد ها از سوی بهاء «ام الفواحش» نام گرفت و برای کامجویی وقف عام پیروان باب گردید. * منوچهر خان معتمد الدوله از خانواد های مسیحی ساکن گرجستان بود . در جریان جنگ ایران و روس اسیر می گردد. بعد از مرگ آغا محمد خان مورد توجه فتحعلی شاه قرار می گیرد و والی اصفهان می شود. وی کینه ی عمیق از ایران و روابطی پنهانی با روسیه داشت. |
4 | شعبان 1263 ه.ق | به دستور صدر اعظم وقت باب را از اصفهان به آذربایجان فرستادند. حبس باب در زندان ماکو و نگارش کتاب «بیان» توسط وی. |
5 | جمادی الاول 1264ه.ق | انتقال باب به زندان چهریق و احضار وی به تبریز جهت مناظره ی علما با او، و شکست باب در مناظره و توبه اش از ادعاها. (این سند هم اکنون در مجلس شورای اسلامی موجود است.) |
6 | 1264ه.ق | تجمع بابیان در بدشت شاهرود و حضور قره العین(بی حجاب و آراسته) بین آنها و اعلام الغاء دین اسلام (با پشتیبانی حسینعلی بهاء) و حمله ی مردم به بابیان با پخش هبر روابط نا مشروع قره العین با بهاء. * قره العین: طاهره قزوینی از مریدان خاصه سید کاظم رشتی بود و به حلقه طلاب در آمده بود و سید کاظم او را در رسائل جوابیه خود قره العین نامیده بود. |
7 | 1265-1266 ه.ق | آشوب خونین بابیان در نقاط مختلف ایران و سرکوبی آن توسط امیر کبیر. |
8 | شعبان 1266ه.ق | اعدام باب در تبریز به حکم امیر کبیر و تبعید بهاء به عراق (پس از کشف توطئه بابیان برای ترور ربیع الاول 1268: قتل امیر (با توطئه عمال استبداد و استعمار) و صدارت میرزا آقا خان نوری (تحت الحمایه انگلیس و دوست بهاء) و بازگشت بهاء در رجب 1268 از عراق به دعوت نوری. |
9 | شوال 1268 ه.ق | ترور نافرجام ناصرالدین شاه توسط بابیان و دستگیری سران آنها از جمله بهاء به اتهام همدستی با ضاربین. و اعدام محبوسین و آزادی بهاء از زندان (با فشار سفیر روس در ایران پرنس دالگورکی) و تبعید وی. تحت الحفظ غلامان سفارت به عراق. * طبق خاطرات دالگورکی جریان آشنایی دالگورکی و میرزا حسینعلی نوری(بهاء) و برادرش یحیی صبح ازل قبل از سفر دالگورکی به عتبات است. دالگورکی با این دو نفر در خانه ی احمد گیلانی و به نیت جاسوسی رابطه برقرار کرده است و در این مورد می نویسد: «من چند نفر محرم خود را در این جلسات تربیت جاسوسی می نمودم و هیچکدام لیاقت میرزا حسینعلی و برادرش را نداشتند». |
10 | ذی قعده 1279ه.ق | تبعید بهاء توسط عثمانی از بغداد به استامبول (در اثر فشار دولت ایران). |
11 | رجب 1280ه.ق | تبعید بهاء و صبح ازل به ادرنه و ادعای رسمی بهاء (3 سال بعد) مبنی بر اینکه او همان موعود باب در بیان (من یظهره الله) استو تشدید نزاع بین دو برادر بر سر ریاست بابیان و تجزیه بابیه به دو گروه « ازلی» و «بهائی» و اقدام طرفین به توهین و ترور و افشای اسرار یکدیگر. (حمایت روسیه از آنها تا انقلاب کمونیستی روسیه در سال 1917 ادامه داشت، پس از آن بهائی ها به طور کامل به دامان انگلستان افتاده و تا آنجا پیش رفت که پسر بهاء عبد البهاء به خاطر خدماتش از دولت انگلیس لقب «سر» در یافت کرد. |
ادامه دارد...